تحلیل عوامل موثر بر سودآوری شرکت‌های فعال در صنعت فولاد

تحلیل عوامل موثر بر سودآوری شرکت‌های فعال در صنعت فولاد

فلزات اساسی یکی از صنایع مهم و تاثیرگذار در بازار سرمایه است،‌ به گونه‌ای که برخی از شرکت‌های فعال در این صنعت جزء شرکت‌های شاخص‌ساز این روزهای بازار محسوب می‌شوند. ارزش بازار شرکت‌هایی همچون فولاد مبارکه معادل ۴.۳۱۵.۸۵۰ میلیارد ریال،‌ فولاد خوزستان ۹۶۲.۳۴۰ میلیارد ریال و  ذوب آهن اصفهان ۷۱۳.۸۱۰ میلیارد ریال می‌باشند که از درجه اهمیت بسیار بالایی برخوردارند. از این‌رو در ادامه به بررسی عوامل موثر بر سودآوری شرکت‌های فعال در صنعت فولاد می‌پردازیم.

  • قیمت سنگ آهن

به گزارش نرخ باکس و به نقل از واحد برنامه‌ریزی ایمیدرو، خریداران و فروشندگان سنگ آهن دنیا برای تعیین روند قیمت‌گذاری روزانه حداقل ۵ شاخص را به صورت دائم نظارت می‌کنند:

  1. موجودی بنادر صادر کننده سنگ ‌آهن ( افزایش موجودی بنادر، قیمت سنگ ‌آهن را کاهش می‌دهد. )
  2. موجودی بنادر چین
  3. موجودی انبارهای فولادسازان
  4. شاخص حمل دریایی بالتیک ( رشد این شاخص قیمت سنگ آهن را افزایش می‌دهد. )
  5. قیمت فولاد و شاخص‌های اقتصاد کلان چین ( رشد آن، قیمت سنگ آهن را افزایش می‌دهد. )

سنگ آهن به عنوان ماده اولیه برای تولید مقاطع فولادی استفاده می‌شود و هرگونه نوسان در قیمت آن، بر روی قیمت تمام شده محصولات فولادی تأثیرگذار است.

قیمت سنگ آهن

  • نرخ ارز

حجم قابل توجهی از سنگ آهن و شمش در بازار فولاد از واردات تأمین می‌شود، از این‌رو افزایش یا کاهش در نرخ ارز بر بازار داخلی به شدت تاثیرگذار است. بنابراین نوسان نرخ ارز را می‌توان از مهم‌ترین عوامل موثر بر قیمت محصولات فولادی دانست.

  • قیمت جهانی فولاد

همانطور که در قسمت قبلی عنوان شده سنگ آهن تأثیر مهمی بر افزایش قیمت تمام شده محصولات فولادی دارد. از طرفی با در نظر گرفتن این موضوع که حاصل ضرب قیمت‌های جهانی در نرخ ارز پارامتری مهم در قیمت‌گذاری مقاطع فولادی است، می‌توان نتیجه گرفت که افزایش قیمت‌های جهانی از عوامل مهم تأثیرگذار بر قیمت‌ها محسوب می‌شود. توجه به این نکته فراموش نشود که گاهی برآیند این عوامل را باید در نظر گرفت. به عنوان مثال ممکن است قیمت‌های جهانی روند کاهشی داشته باشند ولی در مقابل نرخ ارز با افزایش روبه‌رو باشد در این صورت طبیعی است که در بازار داخل با رشد قیمت‌ها مواجه شویم.

  • عرضه و تقاضا

عامل عرضه و تقاضا مهم‌ترین و اساسی‌ترین فاکتور در اقتصاد محسوب می‌شود. در صنعت فولاد با افزایش ظرفیت تولید در کشور و متعادل شدن عرضه و تقاضا شاهد ثبات در قیمت‌ها خواهیم بود. در صورتی که عاملی باعث به هم خوردن این تعادل گردد، قطعا شاهد افزایش یا کاهش قیمت در این زنجیره خواهیم بود. به عنوان مثال با افزایش نرخ ارز و افزایش نگرانی مصرف کنندگان از آینده قیمت‌ها بازار دچار تقاضای هیجانی شده و میزان تقاضا افزایش می‌یابد و در نهایت موجب افزایش قیمت‌ها می‌شود.

  • بورس کالا

بورس کالا جهت انجام معاملات امن و حذف دلالان از بازار به وجود آمده است. استمرار و افزایش عرضه در بورس کالا می‌تواند تأثیر به سزایی در ثبات قیمت‌ها داشته باشد ولی با توجه به عرضه محدود محصولات در این بازار، تأثیر عکس گذاشته و به شدت بر روی افزایش قیمت‌ها تأثیرگذار شده است. قیمت پایه شمش فولادی در معاملات بورس کالا، ۹۵ درصد قیمت شمش صادراتی کشور و سقف قیمت ۱۰۰ درصد قیمت شمش صادراتی می‌باشد. مبنای نرخ ارز نیز ، نرخ نیمایی است. مواد اولیه مورد نیاز در زنجیره فولاد از سنگ آهن تا آهن اسفنجی هم بر اساس فرمول‌های تعیین شده توسط دولت قیمت‌گذاری می‌شود. بدین صورت که قیمت کنسانتره، گندله و آهن اسفنجی به صورت ضرایبی از متوسط سه ماهه قیمت فروش نقدی شمش فولاد خوزستان در بورس کالا است.

  • تعرفه واردات شمش

کاهش تعرفه واردات شمش در کنار ظرفیت‌های تولید مازاد نسبت به تقاضای داخل، در روند کاهش قیمت آهن آلات تأثیر مستقیم خواهد داشت.

  • حقوق و دستمزد

مسئله حقوق و دستمزد از جمله عوامل در افزایش قیمت تمام شده محصول محسوب می‌شود.

  • قیمت نفت

۱۵ درصد قیمت مقاطع فولادی مربوط به انرژی است. از طرفی با افزایش قیمت نفت، هزینه‌های مربوط به حمل و نقل نیز افزایش یافته و در نهایت باعث افزایش قیمت تمام شده محصول نهایی می‌گردد.

  • مداخله دولت در قیمت‌ گذاری‌ها

دولت جهت کنترل قیمت در داخل کشور اقدام به وضع قوانینی نموده است که نه تنها موجب بهبود فضای کسب و کار نشده بلکه باعث منتفع شدن واسطه‌ها در این بین نیز شده است. در این خصوص می توان به عوامل زیر اشاره نمود :

  1. ایجاد شکاف میان قیمت‌های داخلی و جهانی : با افزایش این اختلاف بین قیمت داخلی و جهانی، تولید کننده تمایل بیشتری به صادرات داشته و عرضه محصول در داخل کشور جذابیتی نخواهد داشت.
  2. عدم کشف قیمت : دخالت دولت در تعیین قیمت پایه، میزان عرضه در بورس کالا، تعیین عرضه‌کنندگان و خریداران مجاز و ابطال برخی معامله‌ها، عملا بازوی کشف قیمت بر مبنای عرضه و تقاضا را فلج کرده است. همین مسئله باعث شده بورس کالا کارایی خود را از دست بدهد و تمایل تولید‌کنندگان به عرضه در بورس کالا کاهش یابد، معاملات غیرشفاف و دستوری، جایگزین فضای باز رقابتی شده و زمینه فساد و دور زدن قانون ایجاد شود.
  3. عدم توازن در زنجیره فولاد : عدم عرضه مستمر سنگ آهن ، کنسانتره، گندله و آهن سازی در بورس کالا، عدم نظارت اصولی بر بازار داخلی و صادراتی و جذابیت در صادرات محصولات در ابتدای زنجیره تولید، به دلیل وجود بازارهای صادراتی در دسترس و سود بالای آن، فعالان اقتصادی را بر آن می‌دارد تا هدف تأمین نیاز زنجیره و توسعه زنجیره ارزش را نادیده گرفته و با هدف کسب سود از طریق واسطه گری، اقدام به صادرات کالاهایی مانند سنگ معدن، کنسانتره، گندله، آهن اسفنجی و شمش فولاد کنند که این مسئله باعث به هم خوردن توازن زنجیره و کمبود مواد اولیه در داخل شود.
  4. دو نرخی شدن محصولات زنجیره فولاد : این عامل باعث فعال شدن واسطه‌ها می‌شود. واسطه‌گران به روش‌های مختلفی مانند سوء استفاده از انحصار ایجاد شده در خرید از بورس کالا، احتکار و صادرات با کارت‌های بازرگانی یکبار مصرف، سودهای کلانی را کسب می‌کنند. بنابراین سیاستی که دولت با هدف جلوگیری از تورم و وارد شدن فشار به مصرف‌کننده نهایی اتخاذ کرده است، به طور غیرمستقیم فعالیت‌های اقتصادی غیرمولد را به جای تولید رونق داده است.

پست را به اشتراک بگذارید

در facebook به اشتراک بگذارید
در linkedin به اشتراک بگذارید
در twitter به اشتراک بگذارید
در email به اشتراک بگذارید

پست های مرتبط

دیدگاه خود را بنویسید